به گزارش «سراج24»، این روزها رسانه ملی سرش حسابی گرم است. گرم گرم. به سریال های مناسبتی اش و ویژه برنامه های عید فطر. اما نکته ای که این روزها در قاب جادویی بیش از پیش به چشم می آید؛ آنتن فروشی در رسانه ملی به قیمت گزاف است.
به گزارش گروه فرهنگی سراج24؛ پس از آنکه «پایتخت3» با حمایت مالی یک برند تبلیغاتی در ایام نوروز روی آنتن شبکه یک رفت، این بار نوبت به «مدینه» رسید که با پول تو جیبی یکی از موسسات مالی اعتباری مجوز پخش بگیرد.
این روند رسانه ملی در حالی است که پیش از این «چای» و «برنج» بخشی از برنامه های شبکه های اول و سوم سیما را به خود اختصاص می داد و این بار پای تبلیغات به سریال های مناسبتی نیز باز شد.
جولان صاحبان «ثروت» در راهروهای رسانه ملی
واقعیت این است که صدا و سیما در یکی دوسال اخیر نتوانست بودجه مورد نیاز خود را آنگونه که انتظار داشت از مجاری دولتی اخذ کند و این آغاز چالشی جدی برای مدیران رسانه ملی بود. البته دو نکته مهم نباید فراموش شود؛ اول آنکه وسعت بحران مالی رسانه ملی درواقع تا آن حدی نبود که اعلام می شد. حد اقل دلیل این مدعا این است که در همین سالها رسانه ملی توسعه کمی خود را همچنان ادامه داد و اگر بحرانی بود تنها در حوزه تولید یعنی اصلی ترین بخش ماموریت استراتژیک رسانه ملی به چشم خورد.
نکته دوم آنکه بخش مهمی از مشکلات صدا و سیما ساختاری است و نباید آن را به گردن بودجه دولتی انداخت. ساختار صدا و سیما به شدت حجیم است و با ماموریت های غیر مرتبط بسیاری که درآن طراحی شده عملا به شکلی ناکارآمد هزینه های بسیاری را به بودجه دولتی تحمیل می کند. به بیانی دیگر وجود نیروی انسانی بسیار زیادی که عمدتا در اموری غیر از تولید نقش دارند باعث شده اند تا عملا از کارآیی و بهره وری نیروی انسانی در سازمان تولید محور صدا و سیما کاسته شود و تناسب درستی بین هزینه ها و انتظارات برقرار نگردد.
متاسفانه صدا و سیما برای عبور از این بحران (سوای آنکه علت آن چه بود) ساده ترین راه را انتخاب کرد و تصمیم گرفت تا بخش بسیار مهمی از بودجه خود را از محل سرمایه های خارج سازمان (بخش خصوصی و دولتی) تامین نماید.
«آنتن فروشی» در رسانه ملی به چه قیمتی؟!
اما این شیوه رفته رفته به مذاق «جام جم یون» خوش آمد و به راه حل پرسود و جذابی برای شبکه ها و بخصوص برخی شبکه های استانی شد اما در این بین یک نکته بسیار مهم از یاد رفت و آن اینکه صدا و سیما نمی تواند و نباید به این ارزانی گرانترین کالای عصر حاضر یعنی «رسانه» را بفروشد.
کمتر کسی است که در جامعه امروز نقش تاثیرگذار رسانه در فرهنگ مردم را انکار کند. رسانه ای که قرار بود فرهنگ ساز شود امروز اسیر دست بخش خصوصی حاکمان قدرت و ثروت شده است.
رسانه قرار است «باور» مردم، شیوه اندیشیدن آنها، «ارزش» های حاکم بر جامعه، «سبک زندگی» مردم و در یک کلام «فرهنگ» حاکم بر جامعه را ساماندهی کند. مطابق تفسیری از اساسنامه صداوسیما که به تصویب مجلس شورای اسلامی نیز رسیده است عملا اداره رادیو و تلویزیون در انحصار مطلق سازمان صدا و سیما است و به این ترتیب دست بسیاری از علاقمندان به «قدرت رسانه ای» از آن کوتاه است حال تصور فرمایید بتوان به راحتی مهمترین برنامه ها و پربیننده ترین ساعات رسانه را در اختیار مالکان چیپس و ماکارونی و دستمال کاغذی و .... و یا مدیران فلان نهاد دولتی یا خصوصی نهاد(!) بدتر از آن اینکه مشاهده می شود بخش عمده ای از واگذاری آنتن شبکه ها به بنگاه های اقتصادی مختلفی اختصاص می یابد که عملا نوع و «سبک زندگی» جامعه را مورد هدف قرار داده اند آن هم به شکلی که در عمل با افق ترسیم شده پیش روی جامعه بر اساس اولویت های نظام و هدفگذاری های اعلام شده فاصله داشته و به سوی نوعی «مصرف زدگی» مبتذل سوق پیدا می کند! «مصرف زدگی» بدون پشتوانه «تولید»!
اینجاست که باید نگران شد مبادا «فروش آنتن» به بهانه جبران هزینه های سرسام آور یک سازمان به «فروش فرهنگ» و «ارزش» جامعه در نسل بعد ختم شود.
در پایان مدیران رسانه ملی بهتر است برای پاسخ به یک سوال بیش از پیش تفکر نمایند: جامعه ای که به تشویق آگهی های بازرگانی حاضر است فلان محصول را با قیمتی بالاتر از قیمت عرف بخرد، تنها به امید آنکه فلان خودروی برند خارجی را با قیمت چند صد ملیونی برنده شود دنبال کدام مولفه سبک زندگی ایرانی - اسلامی است ؟ جامعه ای که در آن رسانه ها بهترین و ساده ترین راه میلیونر شدن شدن را به جای «تولید»، «مصرف» بیشتر و بیشتر شارژ تلفن معرفی می کنند چگونه می تواند چرخ اقتصاد را به حرکت درآورد؟



